|

|
|
سه شنبه, 12 اردیبهشت 1391 ساعت 12:21 |
|
آزمون خودشناسي آيا تاكنون از خود پرسيدهايد كه معناي زندگي مشترك چيست؟ آيا ميدانيد باورها و ديدگاههاي شما بر نوع رابطهتان اثر مستقيم دارند؟ آزمون زير به شما كمك ميكند خودتان و رابطهتان با همسر خود را محك بزنيد. به هنگام پاسخ دادن به اين سؤالات، اولين فكري را كه به ذهنتان میرسد، در نظر بگيريد و بر اساس آن به سؤالات پاسخ دهيد.

براي مشاهده ادامه متن مي بايست عضو سايت شويد |
|
|
كاش زمان برمیگشت عقب. كاش یك روز قبل بود، وقتی كه هنوز حرفی نزده بودم... .
دیروز خیلی منتظرش شدم. قرار بود صبح زود برای برنامه فردا قرار بگذاریم اما تا غروب خبری نشد. فكر كردم قرارمان بههم خورده است. بغض كرده بودم اما جلوی خودم را گرفتم. تلفن كه زد از او درباره كارش توضیح خواستم. به او گفتم كه اگر برایش اهمیت داشتم، میبایست زودتر اطلاع میداد كه باید به تمام كارهایش برسد و از سرسیری، وقتی هیچكاری نداشت یاد من و قرارمان بیفتد. اولش عذرخواهی كرد اما من قانع نشدم و بحث را ادامه دادم، او هم بیخداحافظی گوشی را گذاشت.
حتما برای همه ما اتفاق افتاده که دلمان خواسته زمان را نه یک ساعت که یک دقیقه عقب ببریم و همه چیز را جبران کنیم. اما اگر هوشیار نباشیم، یک اشتباه بهراحتی میتواند همه چیز را نابود کند و مسیر زندگی هر دوی ما را تغییر بدهد. در واقع گاهی تاوان یک خطا یك معذرتخواهی ساده است اما هستند خطاهایی که باید برای جبران آن تاوان سنگینی بپردازیم؛ تاوانی مثل جدایی. اما نكته ظریف اینجاست كه گاهی رفتار منطقی، درست همان رفتاری است كه باعث گسستن رابطه میشود؛ به انتها رسیدن یك رابطه ناقص.

براي مشاهده ادامه متن مي بايست عضو سايت شويد |
|
همه زنها و مردها دوست دارند براي همسرانشان عزيز باشند و عزيز بمانند. از ابتداي زندگي، حفظ اين عزت و افزايش آن ميتواند به استحكام زندگي كمك كند ، اما بسياري از زنها و مردها با اشتباهات كوچك و بزرگ، عزت خود را در زندگي زناشويي زير سوال ميبرند و زندگي را براي خود و همسرشان سخت ميكنند. رعايت بعضي مسائل و دقت به برخي نكات ميتواند شما و همسرتان را براي هم عزيز نگه دارد و حتي در طول زندگي عزيزتر كند. براي اين كه اين نكات را بدانيد، به ياد آوري و توضيح آنها ميپردازيم.
براي اينكه عزيز همسرتان باشيد
هميشه صادق باشيد. صداقت شما هيچ وقت از ياد همسرتان نخواهد رفت و بيصداقتي نيز براحتي ميتواند اعتماد همسرتان را از شما سلب كند و او را به شما بدبين كند و همين باعث از بين رفتن عزت شما شود.

براي مشاهده ادامه متن مي بايست عضو سايت شويد |
|
چه وقت باید به فرد مورد پسند خود ابراز علاقه کرد؟ بیشتر کسانی که در مرحله آغاز یک رابطه عاطفی هستند، به این سؤال فکر میکنند. روانشناسان برای رسیدن به جذابیت بیشتر، خویشتنداری در بروز احساسات را توصیه میکنند. رعایت فاصله و فاش نکردن احساسات خود در هنگام آشنایی، میزان جذابیت را افزایش میدهد. چون کسی که از میزان علاقه طرف مقابلش نسبت به خود خبر ندارد، بیشتر به سمت او کشش پیدا میکند. روانشناسان آمریکایی در دانشگاه ویرجینا دریافتهاند که عدم آگاهی از حس طرف مقابل باعث میشود که فرد دائما به او فکر کند. آنها اعتقاد دارند که برای داشتن ملاقات موفق با فرد مورد پسند، نباید تمام احساسات خود را یکجا بروز داد و در این صورت شانس برای ملاقاتی دیگر بیشتر خواهد بود. در حقیقت همیشه این باور وجود داشته که افراد به سمت کسی جذب میشوند که علاقه خود را به آنها نشان داده است. درستی این پدیده قبلا توسط پژوهشهای پیشین ثابت شده است. اما تا به حال در مورد میزان علاقه و کشش نسبت به کسی که ما در مورد احساسات او بیخبر هستیم تحقیقی صورت نگرفته بود.

براي مشاهده ادامه متن مي بايست عضو سايت شويد |
|
براي يادآوري بخش قبلي گفتگو، آخرين مطالب را دوباره ميآوريم: اما آدمهايي كه با هم شباهت دارند، چيزهايي كه دنبالش هستند به هم شبيه است. من در بين مراجعانم داشتهام كه مثلا يك طرف دوست دارد در پي معنويات باشد، بفهمد روح مذهب چيست، و همسرش چنين هدفي ندارد. و موضوع را اينطور مطرح ميكند كه بچهاي كه گريه ميكند مهمتر است يا خداي تو؟ يك طرف ميخواهد در بين دوستانش يك مبحث معنوي را باز كند، و طرف ديگر ميگويد تو الان بايد به بچهات برسي، كارهايش را بكني و مراقب او باشي. يك طرف نميتوانست بفهمد كه باز كردن يك موضوع معنوي چقدر ميتواند به رشد همسرش كمك كند و ديگري هم نميتوانست بفهمد كه گريه كردن بچه چقدر در طرف مقابلش تاثير منفي دارد. يعني تمايلات اين دوفرد خيلي با هم متفاوت بود. خب چنين آدمهايي نميتوانند با هم باشند. پس شد: هدف مشترك در زندگي، قدرت درك متقابل، و شباهت در علايق و تنفرات. اما همه اينها را در يك چيز ميتوان خلاصه كرد. و آنهم دوستداشتن است. يعني اگر دونفر، تاكيد ميكنم كه هر دوطرف، همديگر را دوست داشته باشند علامت اين است كه ميتواند بين آنها هماهنگي وجودداشته باشد. اما چه دوستداشتني؟
آغاز قسمت دوم:
 كه اين سوال بعدي ماست: چه دوست داشتني؟ مثلا الان خيلي ها به من ميگويند: «يك نفر به من ميگويد كه من ده بار تو را در خيابان ديده ام و دوستت دارم و ميخواهم با تو ازدواج كنم.» آيا اين دوست داشتن درست است؟ آيا هر كسي به هر كسي گفت: دوستت دارم؛ اين حرف به معني اين است كه واقعا او را دوست دارد؟ ببينيد من نميخواهم بگويم كه آدمها دروغ ميگويند؛ اما ما هم بايد براي اين موضوعي محكي داشته باشيم. الان خيليها هستند كه ميگويند ما همديگر را دوست داريم اما سه ماه بعد، از هم جدا ميشوند و اصولا آمار طلاق و كساني كه ادعاي دوست داشتن دارند، زياد است؛ متاسفانه! پس ما بايد يك محكي داشته باشيم، يه معيار تعيين كننده. و اين محك اين است كه بين آنها «محبت كوره رفته» بايد وجود داشته باشد. اما محبت كوره رفته يعني چه؟ محبت كوره رفته يعني محبتي كه از آزمونها و محكهاي مختلفي رد شده، توي كوره رفته، داغ شده، شرايط سخت را گذرانده، ولي نشكسته و از بين نرفته؛ بلكه آبديده تر شده و از كوره هم بيرون آمده؛ نه اينكه در كوره آزمايشات نابود شود و از بين برود. مثال ميزنم: وقتي كه دو نفر ادعا ميكنند كه همديگر را دوست دارند، شرطي كه ما برايشان مطرح ميكنيم اين است: اول بايد كشف كنيد كه چه كاري براي طرف مقابلتان خيلي سخت است. كاري كه حق شخص ثالثي در آن ضايع نشود؛ ما نميتوانيم بگوييم : برو يك نفر را بكش!! چنين چيزي مسخره است!
براي مشاهده ادامه متن مي بايست عضو سايت شويد |
|
به نام خدا خودتان را معرفي كنيد و زمينههاي اصلي تحقيقاتي خود را بيان كنيد: ركسانا خوشابي هستم، كارشناس ارشد روانشناسي، شاخه مشاوره؛ در دانشگاه با رتبه اول فارغ التحصيل شدم و به حرفهام بسيار علاقمند هستم.
 از سال 72 كار مشاوره را شروع كرده ام و در حال حاضر حدود هفده سال است كه به اين كار مشغولم. مدتي را در سازمانهاي دولتي و خصوصي مشغول به كار بودهام و در حال حاضر در دفتر مشاوره، اين كار را انجام ميدهم. مدتي رو هم در صداي مشاور كار كردم كه مشاوره تلفني است و تجربه اين كار رو هم دارم و از طرف اين ارگان چندين بار مورد تقدير قرار گرفتهام. در زمينههاي خانواده، فردي ، روابط فردي، افسردگي، اضطراب، رفتار با فرزند، پرورش كودك (توصيه با والدين) فعاليت كرده ام. دورههاي مختلفي را گذراندهام كه مهمترين آنها، گروهدرماني مقدماتي و پيشرفته، مبارزه با اضطراب و افسردگي، كنترل خودكشي، اعتياد، برخورد با بحرانهاي مختلف مثل زلزله و ... بوده است. زمينههايي كه تا كنون در آن تحقيق كرده ام شامل زمينه ازدواج و موفقيت بوده اند. در زمينه ازدواج كتابي منتشر كرده ام به اسم "يكيكي" و در زمينه موفقيت حدود 107 كتاب موفقيتي را مطالعه، خلاصه نويسي و نمايهسازي كردم و تبديل به يك كتاب شده است كه به زودي منتشر ميشود. در زمينه موفقيت بعد از آن به مبحث كلام خلاق رسيده ام در اين زمينه هم كتابي به همين اسم منتشر شده است. در زمينه روابط جنسي، تحقيقي انجام دادم كه تحت عنوان "مهرآميزي" انشالله به زودي منتشر خواهد شد. و كتابي در دست نگارش دارم كه به بررسي نقش زندگي گذشته فرد در وضعيت فعلي آن ميپردازد و بيان ميكند كه ما در حال حاضر بايد با گذشته خود چه كار كنيم. با همه سختيها و مسائل و مشكلاتي كه وجود داشته چطور كنار بيايم و چطور آنها را مرور و مشاهده كنيم و خود را تغيير دهيم.
براي مشاهده ادامه متن مي بايست عضو سايت شويد |
|
متأسفانه، ازدواجهاي زمانه ما، تا حد زيادي به طلاق منجر ميشوند. آمار نشان ميدهد درصد ازدواجهايي كه به طلاق ميانجامند، همه ساله در حال افزايش است. به عنوان مثال در سوئد از هر صد ازدواج 64 مورد آن و در ايتاليا 12 مورد، به طلاق انجاميده است. در كشور ما هم اگر چه بيشتر جوانان، تمايل به تشكيل خانواده دارند و اكثر والدين نيز، ازدواج را نوعي سر و سامان گرفتن و ثبات تلقي ميكنند و حتي حاضرند به هر نحوي كه شده وسايل و اسباب ازدواج فرزندان را فراهم آورند، ليكن تعداد ازدواجهايي كه خصوصاً در شهرهاي بزرگ به طلاق ميانجامد، كم نيست! در اكثر كشورها، به دليل آسيبهاي رواني و اجتماعي ناشي از طلاق بررسي علل و عوامل تأثيرگذار بر آن مهم تلقي ميشود. اما در كشور ما چون سيستمهاي خدماتي و حمايتي فراگير (نظير مراكز نگهداري كودكان تكوالد، پرداخت بيمههاي بيكاري و...) وجود ندارد، علاوه بر زن و شوهر و فرزندان طلاق، خانوادههاي زن و مرد جدا شده نيز (به عنوان جايگزين مراكز خدماتي و حمايتي) تحت تأثير آسيبها و تبعات طلاق قرار مي گيرند، زيرا آنان ناگزير به حمايت مالي و عاطفي از بازماندگان طلاق هستند. در كشور ما به دليل وجود سرزنشهاي اجتماعي و ديدگاههاي منفي در مورد طلاق، تبعات طلاق حتي نسل يا نسلهاي بعدي را هم تحت تأثير قرار ميدهد و نتيجتاً پيشگيري از وقوع آن نيز در اينجا، الزام بيشتري مييابد.
آيا ميتوان از طلاق پيشگيري كرد؟ ما در اين مقاله قصد نداريم به بررسي همهي علل وعوامل اجتماعي، فرهنگي و خانوادگي طلاق بپردازيم، بلكه بيشتر در پي آنيم كه به نقش عنصر هشياري كه در همه عرصهها كاربرد داشته و غفلت از آن مسئلهساز است اشاره كنيم. يكي از جنبه هاي هشياري در ازدواج توجه به موارد مشكل سازي است كه از همان ابتدا، قابل تشخيصاند، خصوصاً زماني كه پاي يك اختلال و يا بيماري رواني در ميان باشد. اما جالب اينجاست كه ما حتي از ديدن نشانههاي آشكار اين بيماريها اغماض ميكنيم چه رسد به نشانههايي كه مربوط به موارد سادهتري هستند مثل عدم تفاهم يا تفاوتهاي فرهنگي اجتماعي، اقتصادي و نظاير آن. بنابراين پيشگيري از بروز فاجعهاي مثل طلاق، كار سختي نيست، فقط كافي است با خود روراست باشيم. خود را فريب ندهيم و آنچه را حس ميكنيم، ميبينيم و ميشنويم، جدي بگيريم.

براي مشاهده ادامه متن مي بايست عضو سايت شويد |
|
|
<< شروع < قبلی 1 2 3 بعدی > انتها >>
|
|
صفحه 1 از 3 |